مدي تيشن چيست ؟

اکثر افراد فکر میکنند که مدی تیشن نشستن در گوشه ای و یا تمرکز کردن افکار بر چیزی مشخص است! در صورتی که این ایده اشتباه است! مدی تیشن به زبان ساده چیزی نیست به جز خاموشی ذهن و با هستی یکی شدن و در خدا حل شدن. یا اگر بخواهیم آن را به صورتی دیگر تعریف کنیم باید بگوییم که نشستن مانند نیلوفر و... در گوشه ای و یا تمرکز کردن بر چیزی؛ مدی تیشن نیست! اینها همه راه ها و تکنیک هایی برای رسیدن به مدی تیشن میباشد. در زمان مدی تیشن  شما وارد بعد بی زمانی خواهید شد. تمامی این تکنیک ها (چه به صورت داینامیک و چه آروم و یا تنفسی یا .....) راه هایی هستند که رسیدن به حالت  مدی تیشن را آسان میکنند. و شما را در وضعیتی قرار میدهند تا آسان تر وارد درون خود شوید.

شما اگر نیم ساعت به یک شکل در گوشه ای بنشینید و هیچ کاری نکنید و یا اگر بخواهید حتی فقط به یک چیز فکر کنید، این تقریباً غیر ممکن است!! چون لحظه ای ممکن است بدنتان خارش بگیرد! دست و پایتان خواب رود، افکار دیگری به سراغ شما بیاید، و ....! ما مانند پیاز می مانیم! و دارای لایه ها و پوسته های متعددی هستیم! و باید بوسیله راه ها و تکنیکهایی این پوسته ها را بیاندازیم تا به مرکز وجودمان برسیم.

مدي تيشن فقط بودن است , بدون اينكه هيچ كاري انجام دهيم ، بي عملي محض ، بدون گذر هر گونه فكري از ذهن و عدم وجود هيجانات . شما فقط هستيد و اين بسيار خوشايند است .هنگامي كه شما , نه در لايه بدن و نه در سطح ذهن هيچ كاري انجام نمي دهيد , هنگامي كه تمام فعاليت ها متوقف ميشود و شما فقط هستيد ... همين " بودن " مدي تيشن است . مدي تيشن چيزي نيست كه آن را انجام بدهيد يا آن را تمرين كنيد , تنها بايد آن را تجربه كنيد  و بچشيد .

هر گاه زماني پيدا ميكنيد كه فقط ميتوانيد " باشيد " انجام هر عملي را متوقف كنيد .فكر كردن نيز به نوعي انجام كاري است , تمركز كردن نيز به همين صورت . حتي اگر براي يك لحظه هيچ كاري انجام ندهيد  و در بي عملي محض در هسته مركزي وجود خود در ارامش بسر بريد وارد حالت مدي تيشن شده ايد و اگر يك بار چنين وضعيتي را تجربه كنيد خواهيد توانست تا هر زمان كه دوست داريد در آن باقي بمانيد و در نهايت ميتوانيد براي تمام مدت بيست و چهار ساعت شبانه روز در اين حالت باشيد . يك بار كه متوجه شديد چگونه ميتوانيد وجود خود را در حالتي  ارام و بدون تنش نگاه داريد , آرام ارام خواهيد توانست حتي در حال انجام كارهاي مختلف نيز هوشياري و اگاهي خود را به گونه اي حفظ كنيد كه وجودتان دچار هيچ گونه تنشي نشود . البته اين قسمت دوم مدي تيشن است ، در بخش اول بايد ياد گرفت كه چگونه فقط  "بود " و سپس ياد ميگيريم چگونه در حال انجام كارهاي كوچك مثل تميز كردن زمين و يا دوش گرفتن هوشيار و اگاه باقي بمانيم و در مركز وجود خويشتن باشيم . در اين صورت خواهيم توانست كارهاي پيچيده تري را نيز با همين اگاهي انجام دهيم .

بنابر اين مدي تيشن به هيچ وجه در تقابل با عمل كردن و فعال بودن نيست . مدي تيشن به اين معني نيست كه بايد از زندگي فرار كرد . مدي تيشن نوع جديدي از زندگي كردن را به شما مي اموزد . در اين حالت شما مركز گردباد حوادث و تغييرات زندگي اطراف خود خواهيد بود . زندگي شما در گذر خواهد بود , حتي باشدت بيشتر ، بالذت , شفافيت و خلاقيتي بيشتر ، و در عين حال شما كاملا از آن جدا هستيد و هيچ وابستگي اي نداريد , تنها نظاره گری هستید بر فراز تپه هايي دور دست كه به سادگي هر آنچه در حال اتفاق افتادن در اطراف است را نظاره ميكند . شما فاعل و انجام دهنده نيستيد بلكه تنها نظاره گری هستيد كه به نظاره كردن ادامه ميدهيد . اين نكته راز اصلي مدي تيشن است كه تنها نظاره گر باقي بمانيد .

در اين حالت انجام شدن فعاليت ها و كارها خود به خود و بدون هيچ گونه مشكلي صورت ميپذيرد : خرد كردن هيزم ، كشيدن آب از چاه ... ميتوانيد كارهاي كوچك و بزرگ را به همان صورت قبل انجام دهيد، تنها يك چيز ممنوع است و آن اين است كه نبايد به هيچ وجه حالت "در مركز بودن " خود را از دست بدهيد . هسته اصلي و روح مدي تيشن اين است كه آموزش ببينيم چگونه نظاره كنيم . صدايي مي آيد ... شما در حال شنيدن آن هستيد . در اين حال موضوع , يعني صدا وجود دارد و شما كه در حال شنيدن آن هستيد نميتوانيد نظاره گري پيدا كنيد كه در حال نظاره هر دوي اينها يعني صدا و شما باشد . ولي در وجود شما نظاره گری  هست كه هر دو را نظاره ميكند . اين پديده اي است بسيار ساده . شما در حال تماشا كردن درختي هستيد , شما اينجا هستيد و درخت نيز انجاست , ولي ايا ميتوانيد چيز ديگري را نيز ببينيد ؟ شما در حال تماشا كردن يك درخت هستيد و در عين حال نظاره گري در وجود شما هست كه شما را در حال تماشا كردن درخت , نظاره ميكند . نظاره كردن مدي تيشن است . آنچه نظاره ميكنيد اصلا اهميتي ندارد . كيفيت نظاره كردن ، كيفيت آگاه و هوشيار بودن ، چيزي است كه مدي تيشن ناميده ميشود .

يك نكته را هميشه به خاطر داشته باشيد : مدي تيشن يعني آگاهي و هر كاري كه با آگاهي انجام شود مدي تيشن است . خود كاري كه انجام ميشود اهميتي ندارد بلكه مهم كيفيتي است كه با آن كار خود را انجام ميدهيد. قدم زدن ميتواند يك مدي تيشن باشد اگر اگاه و هوشيار قدم بزنيد . نشستن ميتواند مدي تيشن باشد اگر همراه با اگاهي باشد . گوش دادن به آواز پرندگان اگر با اگاهي همراه باشد ,مدي تيشن است . حتي گوش دادن به سر و صداي دروني ذهن شما نيز اگر هنگام گوش دادن اگاه و هوشيار باقي بمانيد ميتواند يك مدي تيشن باشد . كل مساله اين است كه زندگي شما نبايد در خواب و رويا باشد . در اين صورت هر انچه بكنيد مدي تيشن است .

درباره مدي تيشن :

هشياري آگاه بودن از همه چيزهايي است كه در حال روي دادن اند. شما به گونه عادي نمي توانيد از همه‌ چيزهايي كه در حال رخ دادن هستند آگاه باشيد زيرا بدين گونه نا متمركز خواهيد شد. بخش نفي شده، بخش ناخود آگاهتان تنها زماني مي تواند پويا و آفريننده باشد كه شما به زندگي بعد تازه اي بيفزاييد بعد سرخوشي و بعد بازي كردن را.

منظور از سرخوش بودن اين است كه توانايي شاد کامي جستن از لحظه به لحظه  همة‌ چيزهاي رخ دهنده بر خود را داشته باشيد. در شادكامي خود كنش است كه ارزشمند است. چنان چه بتوانيد هر كنشي را در خودش ارزشمند سازيد، آن گاه سرخوش شده و مي توانيد آن را جشن بگيريد. سرخوشي در لحظه است در خود كنش نه در دلواپسي رسيدن به دستاوردهاي آن، چيزي نيست كه بخواهيد به آن دست يابيد.

وقتي ارتباط با كل هستي دور از گزينش باشد و به هر چيزي اجازه پيش آمدن دهيد اين شادكامي مدي تيشن است. آگاهي يافتن از ناخودآگاه يعني آگاهي از اين كه ذهن شما آگاه نيست و ذهن آگاه تنها بخشي از ذهن است . «من» هر دو بخش هستم و بخش بزرگتر نامشروط و بي قيد و بند است. مدي تيشن كوششي است براي پر يدن به ناخودآگاه. با حسابگري نمي توان پرش را انجام داد زيرا هر محاسبه اي آگاهانه است و ذهن آگاه به شما اجازة‌ پرش را نمي دهد. مسير ناخودآگاه تاريك و ناشناخته است و به ديدة‌ فرد نابخردانه مي نمايد بنابراين اگر براي ورود به مدي تيشن انديشه كنيد راه به جايي نخواهيد برد چرا كه بخش انديشنده به شما اجازة‌ چنين كاري را نخواهد داد.

شما نمي توانيد بدون انديشيدن خيز برداريد و بپريد بنابراين به دستاويز نياز داريد دستاويز تنها براي آموزش دادن به ذهن نياز است وگرنه به كار نمي آيد. پس از پرش خواهيد گفت به دستاويز نياز نبود. دستاويز چيزي ساختگي است. كلكي است براي آن كه ذهن خردگراي شما آرام شود تا بتوان آن را به ناشناخته ها هل داد. روش نيرومند نه تنها ذهن بلكه تن و احساس شما ـ همة‌ هستي تان ـ‌ را در بر مي گيرد.هيچ شيوه اي نمي تواند خواستگاه مدي تيشن باشد از اين رو هر شيوه اي امكان پذير است هر شيوه اي يك دستاويز است. همة شيوه ها دروغين اند.

همه چيزي كه مورد نياز است اين است كه به كمك هر دستاويزي از ذهن خود به بيرون هل داده شويد.باريك سازي تمركز ذهن زماني كه به بيرون رو داريد، سودمند است اما به درون كه رو داشته باشيد زيان بار و كشنده است. در پيوند با ديگران كارآمد و در پيوند با خود انسان عامل خودكشي است. كسي داناست كه بتواند هر دوي نياز ها را برآورده كند. ذهن را چون يك ابزار بكار بريد نه چون غايت همة چيزها. همين كه فرصتي دست داد از آن بيرون آييد. آن گاه دم را غنيمت شمرده و از آن، از خود هستي شادكامي بجوييد.

رها كردن شرطي شدگي ها از راه مدي تيشن‌ داینامیک امكان پذير است. چنين رهايي اي بدون علت دست خواهد داد. مدي تيشن شرايطي را فراهم مي كند تا به ناشناخته برسيد. هر چيزي پيش آيد كردة شما نيست چيزي خواهد بود كه رخ مي دهد.
از راه بندهاي منفي، از طريق مدي تيشن مي توانيد به سوي ديگر هل داده شويد. وقتي شما از گذشته خود بگسليد آن گاه در همان دم انفجاري رخ مي دهد و درست همان دم به مركز مي رويد و در هستي خود متمركز مي شويد آن گاه همة چيزهايي را كه همواره از آن تان بوده اند و همة چيزهايي را كه هم اينك در انتظارتان هستند را خواهيد شناخت.


هدف زندگي آگاه شدن است. شما از چيزي آگاهي داريد . در مدي تيشن هيچ موضوعي يافت نمي شود و تنها خود آگاهي برجا مي ماند. در مدي تيشن در گام اول شما مي بايست هم از موضوع نگرش تان آگاه باشيد و هم در كنار اين موضوع از كسي كه مي نگرد. در گام دوم مدي تيشن، هم شناسنده و هم موضوع شناسايي را رها كرده، و تنها آگاه باشيد اين هدف ناب مدي تيشن است. براي آگاهي نياز به موضوعات بيروني داريد در غير اين صورت احساس خواب آلودگي مي كنيد. موضوعات زياد باعث بي خوابي مي شود. با موضوعات تازه شما آگاه تر مي شويد چيزهاي كهنه خسته كننده مي شوند. وقتي چند زماني با يك موضوع زندگي كرديد هشياري خود را بدان از دست مي دهيد. دل تان را مي زند. تكرار يك مانترا خستگي و خواب ژرفي را به بار مي آورد.

شما به ذهن نياز داريد كه حتي اگر چيزهاي تازه اي هم يافت نشوند باز بتواند هشيار باشد. اگر آگاهي به چيزي وابسته باشد اين چيز به ناگزير بايد تازه باشد. آگاهي بدون موضوع، آزادي مي آورد هر وقت دلتان خواست به خواب رويد يا بيدار شويد. شما از جهان موضوعات آزاد مي شويد.اگر خواهان خشنودي، آرامش ذهن،‌ سكوت و خواب هستيد خوب است كه پيوسته با موضوعات يكنواخت به سربريد ولي اين كار روحاني نيست . در پيوند با يوگا مي بايست خردورزانه پيش رويد اما تنها براي اين كه به پهنه‌ چيزهايي كه با خرد جور در نمي آيند پرش كنيد. نهايت ناگزير است كه نابخردانه باشد. سرچشمه مي بايست از شما بزرگتر باشد. سرچشمه اي كه شما و همه چيز همة گيتي از آن آمده است و بار ديگر بدان فرو مي رود و در آن ناپديد مي گردد مي بايست بيش از خرد باشد.

نكاتي درباره تکنيک هاي مدي تيشن :

انتخاب مدي تيشن مناسب :
هر چند تكنيك هاي مدي تيشن به شما توصيه مي كند كه اعمال خاصي را انجام دهيد اما تمام اين راهها براي آن است كه شما را به بي عملي برساند، چرا كه حتي در سكوت نشستن نيز نوعي انجام كار است و حتي تلاش براي انجام ندادن هيچ كاري نيز خود نوعي فعاليت است. لازم است از مرحلة‌ سعي كردن فراتر برويد لحظه اي بايد فرا برسد كه ديگر شما هيچ كاري دربارة‌ مدي تيشن انجام نمي دهيد و تنها كاملا هوشيار هستيد. هر كوششي در انسان نوعي تنش است و اين مانع آرامش مي شود بنابراين به تدريج تلاش كردن را رها كنيد.


تكنيك هاي مدي تيشن آنقدر ساده هستند كه شايد به نظر مسخره بيايند و ذهن تان به شما بگويد: «اين شيوه هاي مسخره هيچ كمكي به تو نخواهد كرد». ذهن و نفس هميشه چيزهاي پيچيده و چالش برانگيز را دوست دارند و وقتي بر اين پيچيدگي فايق مي شوند احساس غرور مي كنند براي همين ذهن اين تكنيك ها را نمي پذيرد و نفس شما از مدي تيشن خوشش نمي آيد.
تكنيك هاي مدي تيشن بر دانشي عميق استوارند بنابراين هرگز از تكنيك هاي من درآوردي استفاده نكنيد و هرگز دو تكنيک مختلف را با هم مخلوط نكنيد چرا كه هر يك در جهت خاصي عمل مي كنند، هر چند هدف همة اين تكنيك ها يكي است.
تكنيك هاي مدي تيشن را امتحان كرده و آنهای را كه متناسب با خودتان يافته ايد، مورد استفاده قرار دهيد. خيلي جدي با تكنيك ها برخورد نكنيد و خيلي ساده با آنها بازي كنيد. يكي از شيوه هاي مدي تيشن را در نظر بگيريد و حداقل براي سه روز با آن بازي كنيد در صورتي احساس آرامش كرديد جدي تر آن را به كار بريد و حداقل سه ماه آن را انجام دهيد. اگر تكنيك مناسبي را دنبال نكنيد حتي اگر تا ابد هم مديتيشن را انجام دهيد اتفاقي نمي افتد ولي اگر تكنيك شما مناسب باشد حتي سه دقيقه هم براي رسيدن به نتيجة مورد نظر كافيست.

همة استادان مدي تيشن معتقدند بالاخره روزي بايد هر تكنيكي را كنار گذاشت. ماهيت ذهن چسبناك است و هميشه علاقه دارد چيز ي را نگاه دارد، شما نبايد به هيچ تكنيكي وابسته شويد. وقتي شما به چيزي وابسته نيستيد، ديگر لزومي ندارد به جايي برويد، وقتي همة‌ راه ها را رها كرديد و تمام آرزوها ناپديد شدند ديگر جايي براي رفتن وجود ندارد و شما به آرامش حقيقي رسيده ايد.
در ابتداي مدي تيشن لحظات‌ آرامش بسيار كوتاه هستند ولي به تدريج طولاني شده و سپس آرام آرام براي هميشه در شما جايگزين مي شوند. قبل از رسيدن به اين حالت تكنيك ها را ترك نكنيد. تجسم يك واقعيت است، يك ظرفيت و تواناي است كه در شما وجود دارد و آن عبارت است از وارد شدن عميق به موضوعي به شكلي كه آن موضوع به واقعيت تبديل شود. ذهن از طريق تجسم حركت كرده و بدن نيز از آن تبيعت مي كند. تجسم در مدي تيشن به شما بسيار كمك مي كند.

فضاي مناسب براي مدي تيشن  :
موقع مدي تيشن گوشي تلفن را قطع كنيد و سعي كنيد در زمان و مكاني اين كار را انجام دهيد كه مزاحمتي برايتان ايجاد نشود. شما از 24 ساعت شبانه روز 23 ساعت را وقت كارها، آرزوها و افكار خود مي كنيد و تنها يك ساعت را براي پرداختن به خود اختصاص دهيد. در نهايت متوجه خواهيد شد كه همين يك ساعت زمان واقعي زندگي شما بوده است.
هر چند وقتي شخصي در مدي تيشن پيشرفت كند ديگر زمان و مكان براي او اهميتي ندارد اما در ابتدا سعي كنيد با رفتن به طبيعت و در كوهستان يا كنار رودخانه يعني جايي كه سرشار از زندگي است به مدي تيشن بپردازيد. درختان در مدي تيشن دايمي قرار دارند منتهي از اين نكته آگاهي ندارند. مكان هاي بكر و دست نخورده بسيار مناسبند اما اگر امكان دسترسي به اين جاها را نداريد در اتاق يا گوشه اي از خانة‌ خود باقي بمانيد. تنها لازم است حتي الامكان مكان ثابتي را انتخاب كنيد. چون هر عملي در انسان نوعي خاص از امواج را توليد مي كند. وقتي در يك محل به طور ثابت مدي تيشن كنيد آن عمل امواج شما را جذب كرده و روزهاي بعد امواج جذب شده در شما منعكس خواهند شد و بدين ترتيب در عميق تر شدن مراقبه به شما كمك مي كند.

ديوانگي درون، همين خشم ها، همين گريه ها و خنده هاي سركوب شده است كه با مدي تيشن به آنها اجازه مي دهيم که رها شوند و اين كار باعث پاكي و خلوص درون ما مي شود. در اين حالت احساس تازگي و پاكي به شما دست خواهد داد. اين خانه تكاني اولين كاري است كه مي بايست انجام دهيد.

برخي اثرات مدي تيشن :

1- سكوت ژرف :

معمولا برداشت عمومي از سكوت برداشتي منفي است , خلا و نبود سر و صدا . اين برداشت نادرست به اين علت عموميت دارد كه افرار بسيار كمي سكوت حقيقي را چشيده اند . تمام انچه ديگران به عنوان سكوت تجربه كرده اند فقط (( نبودن صدا ) بوده است . ولي سكوت پديده اي است كاملا متفاوت كه مثبت است . سكوت خلا نيست . سكوت لبريز شدن ازنوايي است كه تا كنون ان را نشنيده ايد .

دنياي دروني شما مزه و رنگ و بوي خاص خودش را دارد و ان سكوت محض است – سكوتي جاودان . تا كنون سر و صدايي اضافي در اين دنيا وجود نداشته است و تا ابد نيز در سكوت باقي خواهد ماند . هيچ كلمه اي قابليت توصيف اين دنيا را ندارد  و فقط خود شما به ان دسترسي داريد .

هسته مركزي وجود شما همان مركز گردباد حوادث است . هر انچه در اطراف اين هسته رخ ميدهد تاثيري بر ان نميگذارد و ان هميشه در سكوت باقي ميماند – روزها و سالها و قرن ها و حتي زندگي ها ميگذرند ولي سكوت جاودان درون شما به همان شكل اوليه دست نخورده باقي ميماند – همان موسيقي بدون صدا – همان رايحه روحاني و همان جاودانگي هميشگي .

2- حساس تر شدن :

مدي تيشن ميزان حساسيت شما را بالا مي برد . با مدي تيشن خويشاوندي و تعلق خود را به جهان بيشتر احساس ميكنيد . اين جهان از ان ماست – ما اينجا غريبه نيستيم . ما به طور غريزي به هستي تعلق داريم . ما بخشي از هستي هستيم.

اين حساسيت بالا باعث افرينش دوستي هاي جديد خواهد شد – دوستي با درختان – پرندگان – حيوانات – كوه ها – رودها – و حتي ستارگان . با رشد عشق , زندگي انسان غني ترخواهد شد زيرا با رشد عشق دوستي رشد ميكند .

3- عشق رايحه خوش مدي تيشن :

در صورتي كه عميقا مدي تيشن كنيد دير يا زود احساس خواهيد كرد كه عشقي عميق در وجودتان شروع به جوشيدن كرده است كه قبلا هرگز ان را تجربه نكرده ايد – كيفيتي جديد در وجود شما – دروازه اي جديد كه شروع به گشوده شدن كرده است . شما تبديل به شعله اي خواهيد شد كه مايليد هر چه داريد را با ديگران شريك کنيد .

اگر عميقا عشق بورزيد به تدريج متوجه خواهيد شد كه عشقتان بيشتر و بيشتر كيفيت مدي تيشن را پيدا ميكند . سكوتي ظريف وارد وجودتان ميگردد . افكار مغشوشتان شروع به ناپديد شدن ميكنند – فاصله هايي از سكوت به وجود مي آيند... ! و شما به ژرفاي وجود خود دسترسي پيدا ميكنيد .

ميليون ها زوج در اين دنيا زندگي و وانمود ميكنند كه عاشق يكديگر هستند . البته آنها فقط اينطور وانمود ميكنند . پس چگونه ميتوانند حقيقتا شاد باشند ؟ تمام انرژي آنها در حال هدر رفتن است . آنها سعي ميكنند چيزي از اين عشق مصنوعي به دست اورند ولي عشق مصنوعي هيچ سودي براي آنها ندارد . به همين علت است كه احساس خستگي – يكنواختي – غرغر كردن – بهانه گرفتن و دعواهاي دائمي بين عشاق چيزي عادي است .

آنها تلاش ميكنند كاري غير ممكن انجام دهند زيرا ميخواهند از عشق خود پديده اي جاودان و هميشگي بسازند ولي نميتوانند – زيرا عشق آنها محصول ذهن است و ذهن هرگز نميتواند محصولي جاودان داشته باشد .

اجازه دهيد مدي تيشن شما را وارد ابعاد (( بي ذهني )) و (( بي زماني )) كند و ناگهان متوجه خواهيد شد كه اين بوي خوش شروع به گسترده شدن كرده است . تنها در اين صورت عشق , جاودان و هميشگي خواهد بود و بدون قيد و شرط شامل همه كس ميشود . در اين صورت عشق معطوف به شخص خاصي نخواهد بود – زيرا عشق حقيقي نميتواند اين گونه باشد . عشق حقيقي به صورت يك رابطه نيست بلكه كيفيتي است كه گرداگرد شما را ميگيرد و هيچ كاري با شخص خاصي ندارد . شما شروع به عشق ورزيدن ميكنيد , زيرا شما تبديل به عشق شده ايد . در اين صورت عشق , جاودان و هميشگي باقي خواهد ماند . اين بوي خوش عشق گردا گرد يك بودا , يك زرتشت و يك مسيح وجود دارد .

4- مهر و شفقت :

هنگامي كه عشق شما فقط ارزويي براي داشتن ديگري نيست , هنگامي كه عشق شما فقط نياز نيست و هنگامي كه عشق شما شريك بودن و سهيم شدن است , هنگامي كه عشق شما نيازي به جبران و تلافي ندارد و اماده است تا فقط ببخشد – ببخشد تا لذتي كه در بخشيدن وجود دارد را بچشد – در اين صورت مدي تيشن را به آن اضافه كنيد و بوي خوشي كه محصول طبيعي آن است همه جا را فرا خواهد گرفت . اين مهر و شفقت است و مهر و شفقت والاترين پديده اي است كه در هستي وجود دارد . روابط جنسي در مرحله حيواني قرار دارند , عشق در مرحله انساني است و مهر و شفقت كاملا روحاني است . روابط جنسي در لايه فيزيكي اتفاق مي افتد , عشق در لايه روان و مهر و شفقت در لايه معنويت رويمي دهد .

5- شادي پايدار و بي دليل :

ناگهان بدون هيچ دليلي احساس شادي خاص ميكنيد . در زندگي هميشه علتي براي شادي انسان وجود دارد . شما پولي را كه به ان احتياج داشته ايد به دست اورده ايد و به خاطر ان احساس شادي ميكنيد يا خانه اي زيبا خريده ايد و خوشحال هستيد , ولي اين شادي ها خيلي پايدار نيستند. آنها موقتي و گذرا ميباشند و نميتوانند براي مدتي طولاني دوام داشته باشند .

در صورتي كه شادي شما به علت چيزي به وجود امده باشد – دير يا زود ناپديد خواهد شد . اين شادي ماندگار نيست و هنگامي كه از بين برود شما را در غم و اندوه باقي ميگذارد . ولي نوع كاملا متفاوتي از شادي وجود دارد كه بدون هيچ دليلي ناگهان ان را احساس ميكنيد . هرگز دليل ان را پيدا نميكنيد و اگر كسي از شما سوال كند : چرا اينقدر شاد هستيد ؟ نميتوانيد پاسخي به او بدهيد .

من نميتوانم بگويم چرا شاد هستم . هيچ دليلي وجود ندارد . خيلي ساده , همين است كه هست . همچنين هيچ لطمه اي به اين شادي وارد نميشود . هر چه اتفاق بيفتد اين شادي ادامه خواهد داشت . اين شادي هميشه در شما وجود دارد . شما ممكن است جوان يا پير باشيد ولي شادي هميشه هست . هنگامي كه شما شادي اي را كشف كنيد كه هميشه پايدار باقي بماند يعني اگر شرايط تغيير كند و همچنان دست نخورده باقي بماند , به اشراق يا (( بودا شدن )) نزديك شده ايد .

6- تنهايي :
    
تنهايي شادي اي است كه شما در فضاي خودتان داريد و واقعا خودتان هستيد. مدي تيشن يعني شاد بودن وقتي كه تنها هستيد. وقتي انسان اين توانايي را پيدا كرد، براي شاد بودن به كسي يا چيزي يا شرايطي وابسته نخواهد بود. اين شادي به روز و شب و جواني و پيري، سلامتي يا بيماري ربطي نداشته و حتي پس از مرگ هم وجود خواهد داشت چرا كه اين شادي به دنياي بيروني وابسته نيست و از درون شما مي جوشد. در سفر مدي تيشن شما تنها هستيد و حتي عزيزترين فرد در زندگي نمي تواند با شما همسفر شود. شما در اين حالت هيچ ارتباطي با دنياي بيرون نداشته و فقط به سكوت درون توجه خواهيد داشت. سكوتي كه مثل آواز يك پرنده زيباست. 

مراقبه و ضخامت مغز

نتایج تحقیقات پیشین نشان داده بود که انجام مراقبه و مدیتیشن سبب ایجاد تغییراتی در مغز می شود و این امر به گونه ای صورت می گیرد که ممکن است موجب ظهور تغییرات پایدار و دائمی در مغز انسان ها شود ، اما اینک روان شناسان از جزئیات دقیق تری در این زمینه سخن می گویند .

به گزارش پایگاه اینترنتی (( لایوساینس )) ، تحقیقات اخیر محققان دانشگاه (( ییل )) به روشنی نشانگر آن است که انجام مراقبه و تکرار تمرینات مرتبط با آن ، ضخیم شدن بخش های کلیدی و مهمی از مغز را به دنبال دارد . بر پایه این گزارش ، تصویربرداری از مغز افرادی که به طور منظم و مستمر به انجام این قبیل تمرینات می پردازند ، افزایش تدریجی قطر نواحی قشری مغز آنان را به نمایش گذاشته است ؛ افزایش قطر و ضخامت مناطقی که با دریافت های حسی ، شنوایی و دیداری و همچنین پایش خودکار ضربان قلب یا تنفس ارتباط مستقیم دارند .

این پژوهشگران همچنین تصریح کرده اند که مراقبه منظم موجب کاهش سرعت نازک شدن کورتکس ناحیه پیشانی مغز می شود که با بالا رفتن سن در ارتباط است و از سوی دیگر بیشتر نواحی مغزی تحت تاثیر این تمرین ها ، در نیمکره راست مغز یافت شده است ؛ مناطقی که برای حفظ توجه و تمرکز ، بسیار حیاتی به شمار می روند .

(( جرمی گری )) ، پروفسور روان شناسی دانشگاه (( ییل )) می گوید : (( جالب ترین موضوع برای من در این تحقیقات ، مشاهده این نکته است که انجام تمرینات مراقبه و مدیتیشن می تواند ماده خاکستری مغز هر انسانی را تغییر دهد )) . وی می افزاید : (( افراد شرکت کننده در این آزمایش ها ، انسان هایی از مشاغل و خانواده های بسیار متفاوت بودند و به طور میانگین ، فقط 40 دقیقه در هر روز تمرین می کردند ، به بیان دیگر لازم نیست شما یک راهب بودایی باشید تا نتایج مغزی این قبیل تمرینات در شما ظهور یابد.
------
دوره مقدماتی مدی تیشن 
8 جلسه 1 ساعته 
هر هفته یک جلسه 
-------
جهت ثیت نام فرم زیر را تکمیل و ارسال کنید:
 

بازدید : 47
10 اردیبهشت 1390 ساعت 04:39 ب.ظ